|
همیشه برای یه نوشته 2 چیزه خیلی سخت وجود داره: این که نوشتتو چه جوری شروع کنی و این که اونو چه جوری تموم کنی !نمیدونم شاید شروع جالبی نباشه ولی من دلم می خواد وبلاگمو با این مطالب که به نوعی با اندیشه هام همخونی دارن شروع کنم !
...من جویبار خردی هستم که از سرچشمه ی "ونفخت فیه من روحی " می جوشد و می پوید و در دریای "انا الیه راجعون" غرق و محو می شود.با همه خردی از همان سرچشمه که می جوشد از صخره های وحشی می گذردءاز دره های تنگ و تاریک عبور می کندءدر بستر ریگهای تفته فرو می رود و بی آنکه بداند کدام خط سیر را در پیش دارد به دریای بی پایان هستی که در دوردستها برایش آغوش گشاده است فرو میریزد و خودی جویبار را به خودی دریا تبدیل می کند.
...آنکه "انا الحق" میزند حلاج نیست آن هستی نا محدود است که هیچ چیز جز او نمی تواند خود را انا بخواند و او این بانگ را از هر جا بخواهد سر می دهد- از زبان بوته ی شعله ور ءاز زبان کاینات بی زبان ءو حتی از زبان انسان ظلوم جهول...
may God bless us
|