تبليغاتX
... وناگهان طلوع تو در کویر روحم ...
... وناگهان طلوع تو در کویر روحم ...

وقتی موریانه ها در کمین نوشته ها نشسته اند چه می توان نوشت جز الله ؟!!


دگر این دل سر ماندن ندارد

هوای در قفس خواندن ندارد

چنان در دوزخ دنیا دلم سوخت

که دیگر بار سوزاندن ندارد

 

دوشنبه 28 آذر1384 توسط sky`s angel |

گفت الست و تو بگفتی بلی

شکر بلی چیست کشیدن بلا

سر بلی چیست که یعنی منم

حلقه زن درگه فقر و فنا

....................

چهارشنبه 23 آذر1384 توسط sky`s angel |

چنین گفت...

همیشه برای یه نوشته 2 چیزه خیلی سخت وجود داره: این که نوشتتو چه جوری شروع کنی و این که اونو چه جوری تموم کنی !نمیدونم شاید شروع جالبی نباشه ولی من دلم می خواد وبلاگمو با این مطالب که به نوعی با اندیشه هام همخونی دارن شروع کنم !

...من جویبار خردی هستم که از سرچشمه ی "ونفخت فیه من روحی " می جوشد و می پوید و در دریای "انا الیه راجعون" غرق و محو می شود.با همه خردی از همان سرچشمه که می جوشد از صخره های وحشی می گذردءاز دره های تنگ و تاریک عبور می کندءدر بستر ریگهای تفته فرو می رود و بی آنکه بداند کدام خط سیر را در پیش دارد به دریای بی پایان هستی که در دوردستها برایش آغوش گشاده است فرو میریزد و خودی جویبار را به خودی دریا تبدیل می کند.

...آنکه "انا الحق" میزند حلاج نیست آن هستی نا محدود است که هیچ چیز جز او نمی تواند خود را انا بخواند و او این بانگ را از هر جا بخواهد سر می دهد- از زبان بوته ی شعله ور ءاز زبان کاینات بی زبان ءو حتی از زبان انسان ظلوم جهول...

may God bless us

 

 

پنجشنبه 17 آذر1384 توسط sky`s angel |

او

او هست!

و من برای او زنده ام!

.... وصتنعتک لنفسی

 

سه شنبه 15 آذر1384 توسط sky`s angel |



دگر این دل ســر ماندن ندارد
هوای در قفـــس خواندن ندارد
چنان در دوزخ دنیــا دلم سوخت
که دیــــگر بــــار سوزانـــدن ندارد

sky_angel179@yahoo.com

RSS 2.0

Designed By ParsTheme