تبليغاتX
... وناگهان طلوع تو در کویر روحم ...
... وناگهان طلوع تو در کویر روحم ...

وقتی موریانه ها در کمین نوشته ها نشسته اند چه می توان نوشت جز الله ؟!!


همه چیز را پایانیست...جز خداوند خدا...که تنها حی قیوم است

... همه چیزهای خوب...همه ی اندوه ها و امیدها و اشک ها و شب ها و عهدها و عشق ها و سکوت ها و لرزش دستان و شرم نگاه ها و دلهره ها و قهرهای شیرین و آشتی های خوشبختی آور و  جدایی های دلچسب و با هم بودن های غم انگیز اما دوست داشتنی باید جایی تمام شود...برای همیشه.....هرچند که من هیچ زباله دانی را نمی دانم که گنجایش این همه را داشته باشد! وه که در این سال ها چه دل پر دردی داشتم!

باشد.....تمامش می کنم بدون اینکه انتظار هیچ آغازی را بکشم...تمامش میکنم انگار هیچ گاه وجود نداشته ای ...انگار هیچ گاه وجود نداشته ام...هرچند که هنوز با وجود گذشت سالها توانش را در خودم نمی بینم....اما اینها باید جایی تمام شود و هیچ گاه باز نگردد.

باشد...تمامش می کنم اما.......

اما شاید خداوند خدا اندکی منصف باشد...

شاید قانون سوم نیوتون هنوز نقض نشده باشد...

باشد تمامش می کنم اما...

انتظار نداشته باش که آه ها را و اشک ها را و شب ها را و لحظه ها را ....... شاید دنیا هنوز اندکی حساب و کتاب داشته باشد...و شاید این انرژی ها از بین نرود ... و هنوز mgh برابر 1.2mv2 باشد!

هنوز آزاد نشدم.....بعد از این همه زمان .....بعد از این همه دلیل هنوز رها نشدم.......

اما شاید اگر به امام رضا پناه برم و تمام این ها را...تمام عشقم را و تمام اندوهم را و تمام بی شکیبایی هایم را تقدیمش کنم و بی نصافی هایت  را و ...هایت را به او بسپارم ....آری انگار سبک تر شده ام....چه دستان بزرگ و پرمهری داری...و آغوشی گرم تر و گشاده تر از تمام آن شب های دلگیر ...

همه را به امام می سپارم...تا شاید روزی....آری...گفته بودم...من به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارم!...دیدی که از میان جسد خویش برخاستم !

سلام بر تو ای امام من...و ای مولای من... و ای تنها پناهگاه من...به تو باز می گردم بعد از تمام دوری ها و بی معرفتی ها و غیبت ها...

حضورم مبارک...تولدت مبارک!

جمعه 1 آبان1388 توسط sky`s angel |



دگر این دل ســر ماندن ندارد
هوای در قفـــس خواندن ندارد
چنان در دوزخ دنیــا دلم سوخت
که دیــــگر بــــار سوزانـــدن ندارد

sky_angel179@yahoo.com

RSS 2.0

Designed By ParsTheme