تبليغاتX
... وناگهان طلوع تو در کویر روحم ...
... وناگهان طلوع تو در کویر روحم ...

وقتی موریانه ها در کمین نوشته ها نشسته اند چه می توان نوشت جز الله ؟!!


مقایسه ی خیلی مزخرفی کردی...حالمو به هم زد

توآمده ای

            ومن دوباره

      شاعرشده ام

فرصتي نيست

بايدبروم.

بايددست به ديوارهاي جهان بسايم و بروم.

اما

درهاي آسمان بسته است

ومن

براين همه برف واستخوان-تنها!

تونيستي؛اما

وقتي به توفكرمي كنم

صداي آب را

دررگ هاي خاك مي شنوم

گل سرخ حياط

زودبه زودمي شكفد

وآسمان

پرازپروانه وبادبادك مي شود.

تونيستي؛اما

وقتي به توفكرمي كنم

دريانزديك ترمي آيد

ابرهاي سياه دورمي شوند

وباران

هروقت بگويم؛مي بارد.

تونيستي؛اما...

 

یکشنبه 6 آبان1386 توسط sky`s angel |



دگر این دل ســر ماندن ندارد
هوای در قفـــس خواندن ندارد
چنان در دوزخ دنیــا دلم سوخت
که دیــــگر بــــار سوزانـــدن ندارد

sky_angel179@yahoo.com

RSS 2.0

Designed By ParsTheme